الگوی ساختاری رضایت زناشویی بر اساس ذهنآگاهی و شفقت به خود با نقش میانجی صمیمیت عاطفی در زوجین
کلمات کلیدی:
رضایت زناشویی, ذهنآگاهی, شفقت به خود, صمیمیت عاطفی, مدلیابی معادلات ساختاریچکیده
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی ساختاری رضایت زناشویی بر اساس ذهنآگاهی و شفقت به خود با نقش میانجی صمیمیت عاطفی در زوجین بود. رضایت زناشویی یکی از مهمترین شاخصهای سلامت خانواده و کیفیت زندگی زوجین است و تحت تأثیر مجموعهای از عوامل شناختی، هیجانی و ارتباطی قرار دارد. در سالهای اخیر، متغیرهایی مانند ذهنآگاهی و شفقت به خود بهعنوان مؤلفههای مهم در بهبود سلامت روان و کیفیت روابط بینفردی مورد توجه قرار گرفتهاند. ذهنآگاهی از طریق افزایش توجه آگاهانه به لحظه حال، کاهش قضاوتگری، افزایش پذیرش و بهبود آگاهی هیجانی میتواند به زوجین کمک کند تا در موقعیتهای تعارضآمیز واکنشهای تکانشی کمتری نشان دهند و ارتباط مؤثرتری برقرار کنند. از سوی دیگر، شفقت به خود با کاهش خودسرزنشگری، افزایش مهربانی نسبت به خود و پذیرش نقصهای انسانی، میتواند ظرفیت فرد را برای همدلی، تحمل ناکامی و پاسخدهی عاطفی در رابطه افزایش دهد. با این حال، تأثیر این متغیرها بر رضایت زناشویی ممکن است از طریق صمیمیت عاطفی تقویت شود؛ زیرا صمیمیت عاطفی بهعنوان احساس نزدیکی، درک متقابل، اعتماد و اشتراک هیجانی، یکی از پایههای اصلی پایداری رابطه زناشویی است. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و با روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل زوجین متأهل بود که از میان آنان نمونهای به روش در دسترس انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ذهنآگاهی، مقیاس شفقت به خود، پرسشنامه صمیمیت عاطفی و مقیاس رضایت زناشویی بود. نتایج نشان داد ذهنآگاهی و شفقت به خود بهطور مستقیم رضایت زناشویی را پیشبینی میکنند و همچنین از طریق افزایش صمیمیت عاطفی اثر غیرمستقیم معناداری بر رضایت زناشویی دارند. یافتهها نشان میدهد تقویت مهارتهای ذهنآگاهی، پرورش شفقت به خود و افزایش صمیمیت عاطفی میتواند در برنامههای آموزشی و درمانی زوجین مورد استفاده قرار گیرد.
