نقش اعتیاد به شبکههای اجتماعی در فرسودگی زناشویی با میانجیگری تعارضات ارتباطی و احساس تنهایی هیجانی
کلمات کلیدی:
فرسودگی زناشویی, اعتیاد به شبکههای اجتماعی, تعارضات ارتباطی, تنهایی هیجانی, زوجینچکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اعتیاد به شبکههای اجتماعی در فرسودگی زناشویی با میانجیگری تعارضات ارتباطی و احساس تنهایی هیجانی بود. گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی، اگرچه فرصتهایی برای ارتباط، سرگرمی و تبادل اطلاعات فراهم کرده است، اما استفاده افراطی و کنترلنشده از آن میتواند پیامدهای منفی قابل توجهی برای روابط زناشویی داشته باشد. در بسیاری از زوجین، صرف زمان زیاد در فضای مجازی، کاهش حضور روانی در رابطه، مقایسه اجتماعی، پنهانکاری آنلاین، حساسیت نسبت به تعاملات مجازی همسر و کاهش گفتوگوی چهرهبهچهره میتواند زمینهساز تعارضات مکرر و کاهش کیفیت رابطه شود. اعتیاد به شبکههای اجتماعی ممکن است از طریق ایجاد فاصله عاطفی، کاهش توجه به نیازهای همسر، تضعیف صمیمیت و افزایش سوءبرداشتهای ارتباطی، فرسودگی زناشویی را تشدید کند. فرسودگی زناشویی حالتی است که با خستگی عاطفی، دلزدگی، کاهش علاقه، احساس ناکامی و نگرش منفی نسبت به رابطه همراه است. در این میان، تعارضات ارتباطی و احساس تنهایی هیجانی میتوانند نقش میانجی ایفا کنند؛ به این معنا که استفاده افراطی از شبکههای اجتماعی ابتدا موجب افزایش اختلافات ارتباطی و احساس تنهایی در رابطه میشود و سپس این عوامل، فرسودگی زناشویی را افزایش میدهند. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و با روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل زنان و مردان متأهل بود و نمونه پژوهش به روش در دسترس انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد به شبکههای اجتماعی، مقیاس تعارضات ارتباطی، مقیاس تنهایی هیجانی و پرسشنامه فرسودگی زناشویی بود. یافتهها نشان داد اعتیاد به شبکههای اجتماعی اثر مستقیم و غیرمستقیم معناداری بر فرسودگی زناشویی دارد و تعارضات ارتباطی و تنهایی هیجانی در این رابطه نقش میانجی ایفا میکنند. بر اساس نتایج، طراحی مداخلات آموزشی برای مدیریت مصرف رسانههای اجتماعی، تقویت گفتوگوی زوجین و کاهش تنهایی هیجانی میتواند در پیشگیری از فرسودگی زناشویی مؤثر باشد.
