کشف سازوکارهای پنهان فرسودگی هیجانی در ازدواجهای طولانیمدت: مطالعهای کیفی با رویکرد تحلیل تماتیک
کلمات کلیدی:
فرسودگی هیجانی, ازدواج طولانیمدت, تحلیل تماتیک, صمیمیت زناشویی, سکوت هیجانی, زوجدرمانیچکیده
هدف پژوهش حاضر کشف سازوکارهای پنهان فرسودگی هیجانی در ازدواجهای طولانیمدت و تبیین فرایندهایی بود که به کاهش تدریجی صمیمیت، پاسخدهی عاطفی و احساس سرزندگی رابطه در زوجهای تهرانی منجر میشوند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل تماتیک انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۲۴ فرد متأهل از شهر تهران، شامل ۱۲ زن و ۱۲ مرد، بودند که حداقل ۱۵ سال از زندگی مشترک آنان گذشته بود و تجربهای از کاهش انرژی هیجانی، فاصله عاطفی یا خستگی روانی در رابطه زناشویی خود گزارش میکردند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و با معیارهای ورود مشخص انجام شد و گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق صورت گرفت. مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت؛ اشباع در مصاحبه بیستم حاصل شد و چهار مصاحبه تکمیلی برای تثبیت و غنیسازی مضمونها انجام گرفت. دادهها پس از پیادهسازی کلمهبهکلمه، با استفاده از نرمافزار NVivo و بر اساس مراحل ششگانه تحلیل تماتیک براون و کلارک تحلیل شدند. تحلیل دادهها به استخراج پنج مضمون اصلی منجر شد: فرسایش تدریجی تبادل هیجانی، رسوب رنجهای حلنشده، همزیستی کارکردی بدون صمیمیت، سکوت هیجانی آموختهشده، و فروکاست خودِ عاطفی در رابطه. یافتهها نشان دادند که فرسودگی هیجانی در ازدواجهای طولانیمدت معمولاً پیامد یک بحران آشکار و ناگهانی نیست، بلکه حاصل انباشت تعاملات کوچک اما تکرارشوندهای است که در طول زمان به کاهش توجه، همدلی، گفتوگوی عمیق، ترمیم تعارض و احساس دیدهشدن منجر میشوند. فرسودگی هیجانی در ازدواجهای طولانیمدت را باید بهمثابه فرایندی تدریجی، چندلایه و رابطهمند فهم کرد که در آن زوجین نه الزاماً به دلیل فقدان تعهد، بلکه به دلیل فرسایش منابع هیجانی، کاهش ترمیم تعارض و عادیسازی فاصله عاطفی از یکدیگر دور میشوند. مداخلات زوجدرمانی برای این گروه باید بر بازسازی پاسخدهی هیجانی، گفتوگوی ترمیمی، بازشناسی نیازهای نادیدهمانده و احیای تجربه مشترک صمیمیت تمرکز کنند.
دانلودها
مراجع
Bodenmann, G. (2005). Dyadic coping and its significance for marital functioning. In T. A. Revenson, K. Kayser, & G. Bodenmann (Eds.), Couples coping with stress: Emerging perspectives on dyadic coping (pp. 33–49). American Psychological Association.
Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101. https://doi.org/10.1191/1478088706qp063oa
Fincham, F. D., & Beach, S. R. H. (2010). Marriage in the new millennium: A decade in review. Journal of Marriage and Family, 72(3), 630–649. https://doi.org/10.1111/j.1741-3737.2010.00722.x
Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (2000). The timing of divorce: Predicting when a couple will divorce over a 14-year period. Journal of Marriage and Family, 62(3), 737–745. https://doi.org/10.1111/j.1741-3737.2000.00737.x
Guest, G., Bunce, A., & Johnson, L. (2006). How many interviews are enough? An experiment with data saturation and variability. Field Methods, 18(1), 59–82. https://doi.org/10.1177/1525822X05279903
Hobfoll, S. E. (1989). Conservation of resources: A new attempt at conceptualizing stress. American Psychologist, 44(3), 513–524. https://doi.org/10.1037/0003-066X.44.3.513
Johnson, S. M. (2004). The practice of emotionally focused couple therapy: Creating connection (2nd ed.). Brunner-Routledge.
Karney, B. R., & Bradbury, T. N. (1995). The longitudinal course of marital quality and stability: A review of theory, method, and research. Psychological Bulletin, 118(1), 3–34. https://doi.org/10.1037/0033-2909.118.1.3
